عید شد و عالمی کشته جولان تو را / تا که قبول اوفتد از همه قربان تو را
نعل سم توسنت حیف بود بر زمین / دیده عشاق باد عرصه میدان تو را
بردن دلهات کار، غارت دینها شعار / به که نیفتد دوچار هیچ مسلمان تو را
تیغ سیاست بکش خون اسیران بریز / دولت خوبی چو داد حشمت سلطان تو را
می فکنی تیر و من رنجه که ناگه برد / این جگر آتشین آب ز پیکان تو را
ابر سیه گو سحر روزن مشرق ببند / مطلع خورشید بس چاک گریبان تو را
راحله را جامیا ریگ حرم ساز جا / چند کند پای بند خاک خراسان تو را
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.