جامی › شمارهٔ ۲۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به سبز خطی یار و سفیدمویی ما / که جز به خون جگر نیست سرخرویی ما
چه غم که نافه به صحرا فکند جهوی چین / خطاست پیش خط یار نافه بویی ما
ز دوستان خدا جسته ایم چاره عشق / نکرده هیچ خدادوست چاره جویی ما
به فرق ما قدح باده ریز کین باشد / ز رنگ دعوی پرهیز خرقه شویی ما
به صفحه دل ما مهر نیکوانست رقم / به حشر بس بود این دفتر نکویی ما
گرفته ایم به فکر دهان تنگ تو خوی / ببین که تا به چه حد است تنگ خویی ما
چو شعر را نبود چاره جامیا ز دروغ / به وصف راست قدان به دروغگویی ما