جامی › شمارهٔ ۵۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کهن رواق فلک منزل اقامت نیست / حریم کجروشان جای استقامت نیست
نشسته شاد به بزم طرب بدان ماند / که خواجه معتقد نشئه قیامت نیست
به شیخ شهر شو ای سالک کرامتجوی / که رند مصطبه را طاقت کرامت نیست
ز غیر باده پرستی دلا پشیمان باش / که توبه پیش محقق بجز ندامت نیست
به حکم عقل بود عاشقی جنایت لیک / جنایتی که در او بر کسی غرامت نیست
بود علامت عرفان ز اعتراض اعراض / نه عارف است مقلد کش این علامت نیست
به چارسوی ملامت قدم منه جامی / که مأمنی بهت از گوشه سلامت نیست