جامی › شمارهٔ ۵۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

رخت خطی به مشک تر نوشته ست / براتی بر گل از عنبر نوشته ست
خطا گفتم نه خط است آنکه دوران / به خون عاشقان محضر نوشته ست
فریب عقل را نوشین لب تو / فسون سحر بر شکر نوشته ست
نوشته گر چه خوش زین پیش یاقوت / پس از وی لعل تو خوشتر نوشته ست
بود کاف کرامت هر شکافی / که از تیغت سران را سر نوشته ست
دلم شرح غمت از دوده آه / بر این زنگارگون منظر نوشته ست
تو خرم زی چه غم زانت که جامی / بساط شادمانی در نوشته ست