جامی › شمارهٔ ۷۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ساقیا دور فلک منشور عید آورده است / ماه نو میخانه را زرین کلید آورده است
ساغر عشرت که شد در سلخ شعبان ناپدید / غره شوال باز آن را پدید آورده است
عید داده عاشقان را مژده یوم جدید / وز شراب لعل سان رزق جدید آورده است
بهر عیدی از لب جانان و چشم و غمزه اش / وعده ای آمیخته با صد وعید آورده است
سایه افکنده مرا بر فرق پیر میکده / شیخ کامل پی به سروقت مرید آورده است
خواسته ست افشای سر عشق معشوق ازل / بلبل و گل را که در گفت و شنید آورده است
جامی از خوبان چه بندی دیده چون نقاش صنع / این همه نقش از برای اهل دید آورده است