چو می دم با لب جانان من زد / ز غیرت آتش اندر جان من زد
به ترک عشق پیمان بسته بودم / جمالش رخنه در پیمان من زد
به میدان همچو گوی افتاد صد سر / به هر چوگان که دی سلطان من زد
چو باران ریختم از دیده چون برق / لب او خنده بر باران من زد
گریبانم اجل سوی عدم تافت / خیالش دست در دامان من زد
عجب مستغنیم زان روز کان گنج / قدم در کلبه ویران من زد
سرودش ذوق دیگر داد جامی / چو مطرب چنگ در دیوان من زد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.