هر شیشه می با تو چو در محفلم افتد / بینم لبت آن شیشه ز طاق دلم افتد
خواهم سر خود را به سر راه تو منزل / باشد که تو را راه به سرمنزلم افتد
چون تیغ به قتلم کشی آن دم دیت من / این بس که نگاهی به رخ قاتلم افتد
ای وقت صبا خوش که به یکدم بگشاید / گر در شکن زلف تو صد مشکلم افتد
حادی مفروز آتش من گو که مبادا / از سینه زند شعله و در محملم افتد
گردد علم رحمت جاوید پس از مرگ / گر سایه سرو تو بر آب و گلم افتد
من جامیم آن بحر معانی که گه موج / صد گوهر سیراب به هر ساحلم افتد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.