دل دید لبت وز دو جهان بی خبر افتاد / بین مستی این می که عجب کارگر افتاد
هرجا ز تو شوریست همانا که ز خوبان / در طینت پاک تو نمک بیشتر افتاد
زلف سیهت سوخته از برق تجلیست / چون عکس دو رخسار تو بر یکدگر افتاد
تا ناوک تو بر سپر افتاد نه بر من / صد چین به چین از حسدم چون سپر افتاد
پروانه ز سوزی که مرا هست چه آگاه / کان شعله مرا در جگر او را به پر افتاد
خالیست دل افروز به هر رو که نشان ماند / هرجا به بتان زآتش تو یک شرر افتاد
گر زیور طوق سگ تو بایدت اینک / از خون دلم لعل و ز اشکم گهر افتاد
جامی غزل سعدی و آنان که جوابش / گفتند چو بشنیدبه این نظم درافتاد
این نظم نه در پایه سعدیست ولیکن / با گفته یاران دگر سر به سر افتاد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.