انوری › شمارهٔ ۲۹۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دوش دور از تو ای مدبر عقل / نه به تدبیر عقل دوراندیش
پیشت از گونه گونه بی‌نفسی / که نگون باد نفس کافرکیش
کرده‌ام آنکه یاد آن امروز / می‌کند جانم از خجالت ریش
هیچ دانی چگونه خواهم گفت / عذر می خوردگی و مستی خویش