در لطف بود گل ز تو افزون نه و هرگز / یا سرو چو بالای تو موزون نه و هرگز
گردد خجل از روی تو خورشید فلک روز / شب با تو برآید مه گردون نه و هرگز
سر در خم زلف تو بود خلق جهان را / باشد کس ازین سلسله بیرون نه و هرگز
خونریز مرا کن به غم خویش حواله / تیغت سزد آلوده بدین خون نه و هرگز
فردا که فتد کار به میزان عدالت / چربد ز غم من غم مجنون نه و هرگز
دارم به دل از مار سر زلف تو زخمی / بهتر شود این زخم به افسون نه و هرگز
عهد تو و جامی ز ازل تا ابد آمد / هرگز شود این عهد دگرگون نه و هرگز
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.