جامی › شمارهٔ ۱۷۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یا به شمشیر جفا در جگرم چاک انداز / یا به رحمت نظری بر من غمناک انداز
تشنه لب خاک شدم در هوس لعل لبت / ساغر می بکش و جرعه بر این خاک انداز
سگ طوق توام آن دم که کنی عزم شکار / طوق در گردنم از حلقه فتراک انداز
رخ فروزان به تماشای گل و لاله خرام / آتش از رشک به مشتی خس و خاشاک انداز
بگشا لب به حدیثی و خردمندان را / سری از غیب در آیینه ادراک انداز
چند صاحبنظران درد غم و درد کشند / ای قضا سنگ به خمخانه افلاک انداز
جامی از عشق چه نالی که تو را گفت که دل / در کف سنگدلی سرکش و بی باک انداز