جامی › شمارهٔ ۱۹۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خط عنبرین بر شکر مکش / طوق مشک چین گرد خور مکش
چشم عالمی دفع چشم را / نیلگون رقم بر قمر مکش
طوطی خطت گو چو زاغ شب / قرص مهر را زیر پر مکش
مهر نه ز لب بر دهان مرا / وز فغان من درد سر مکش
گشته عالمی فتنه بیش ازین / از جمال خود پرده در مکش
چون خیال او میهمان شود / غیر جان دلا ماحضر مکش
جامیا زدی شعله در جهان / هر دم آه گرم از جگر مکش