زآتش عشقت علم زد رشته جانم چو شمع / اشک شد یکسر تنم وز دیده می رانم چو شمع
اینچنینم کآتش عشق تو در دل خانه کرد / خواهد آخر سر برآورد از گریبانم چو شمع
بر امید بوی تو یا پرتوی از روی تو / روز در باغم چو گل شب در شبستانم چو شمع
امشب ای صبح سعادت چند سوزم بی رخت / روی بنما تا به رویت جان برافشانم چو شمع
دیده ام تا زنده خود را کار من جز گریه نیست / طرفه تر حالی که با این گریه خندانم چو شمع
مانده ام حیران حال خود که با این ضعف تن / چون میان آب و آتش زنده می مانم چو شمع
هر شبم گویی که جامی چند سوزی بهر من / چون کنم جز سوختن کاری نمی دانم چو شمع
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.