ندیدم از دو چشمت شوختر چشم / برند از مردمان دل چشم در چشم
بود خاک درت کحل سعادت / مکن آن سرمه را ضایع به هر چشم
مرا با گریه اندوه کار است / ز اشک شادیم کم گشته تر چشم
گل رعنای این باغی چه داری / چو نرگس از خسان بر سیم و زر چشم
به خلوتگاه دل چون می کنی جای / ز مژگان می کند مسمار در چشم
به امید نثار مقدم توست / که دارد دامنم را پر گهر چشم
اگر یک چشم جامی را به تیری / بدوزی پیش آن دارد دگر چشم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.