جامی › شمارهٔ ۲۳۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یاد آن روزی که با خوبان سری می داشتم / جان به جانانی و دل با دلبری می داشتم
گر گلی می شد به باد بی نیازی زین چمن / عندلیب آسا هوای دیگری می داشتم
بو که گویندم که هست اندر فلان کشور بتی / گوش بر افسانه هر کشوری می داشتم
تا مگر آید برون زیبا نگاری از دری / رسم دریوزه به هر خاک دری می داشتم
تابتابد ناگهان ماهی ز عالی منظری / دیده هر جا می شدم بر منظری می داشتم
هر کجا مرغی به بام خوبرویی دیدمی / گفتمی من کاش هم بال و پری می داشتم
بهر تسخیر پریرویان به افسون سخن / در بغل ز اشعار جامی دفتری می داشتم