انوری › در منع توزیع با جمال‌الدین مسعود گوید| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای به طالع چو نام خود مسعود / وی به همت چو رای خویش رفیع
آسمان آن مطاع عالم کون / امر و نهی ترا به طوع مطیع
تیره ماه امید را داده / به صبای وفا مزاج ربیع
دو طلایه است حزم و عزم ترا / سیرشان جاودان بطیء و سریع
مدتی شد که در مصالح من / بوده‌ای هم تو خصم و هم تو شفیع
عاطفتهای خاص تو دادست / صد رهم بی‌نیازی از توزیع
بدعتی تو منه در این مدت / که بود از خصایص تو بدیع
به خدایی که جز بدو سوگند / هست شرک خفی و فحش شنیع
که به ترویج این خطم هرگز / این توقع نبود از آن توقیع