ساغر مه نو باشد خالی شده مپسند آن / ناگشته مه نو پر نوری ندهد پنهان
نشکفت دلم تا تو بر من ندمیدی دم / بی باد بهار اری غنچه نشود خندان
عشق تو خلاصم کرد از بند خردمندی / یاد تو فراغم داد از پند خردمندان
زان ابروی پر چینم چندان ترشی دادی / کز سیب زنخدانت شد کند مرا دندان
روزی که شود زندان دور از تو جهان برمن / از یاد رخت برخود گلشن کنم آن زندان
در طوف درت شبها دنبال سگت گردم / زان گونه که گردد سگ دنبال خداوندان
جامی ز بتان تنها می گرید و می سوزد / همچون پدر مشفق از فرقت فرزندان
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.