جامی › شمارهٔ ۲۵۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ریزد شکر لبت به خط سبز در سخن / طوطی که دیده است بدینسان شکر سخن
دشنام عاشقان به رقیبان حواله کن / حیف آیدم که رنجه کنی لب به هر سخن
در کوی عقل می نشود یافت محرمی / ما و جنون عشق و به دیوار ودر سخن
شرح دو گیسوی تو به پایان رسیده بود / در وصف کاکل تو گرفتم ز سر سخن
این روی زرد بین و گشا لب به ناسزا / با آنکه مفلسم خرم از تو به زر سخن
می راند عاشق از تو سخن چون رقیب شد / پیدا ز دور برد به جای دگر سخن
هر چند جامیا سخنت بیشتر خوش است / بس کن که خوش نباشد ازین بیشتر سخن