جامی › شمارهٔ ۲۶۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شد وقت گل به باده مرا طیلسان گرو / با زاهدان به توبه چه دارم زبان گرو
ماه زمین تویی چه عجب گر به نزد حسن / ماه زمین برد ز مه آسمان گرو
بوسی به نسیه ام بده از لب که می نهم / پیش تو در برابر آن نقد جان گرو
در داستان عشق تو بگذشت عمرها / رفتیم و دل هنوز بدین داستان گرو
رسوای کودکان شدم آری بدین سزاست / پیری که دل کند به غم هر جوان گرو
بی مهری است عادت تو وای آن که کرد / خاطر به دلبری چو تو نامهربان گرو
جامی به دور لعل لبت وجه می نداشت / تسبیح و خرقه کرد به کوی مغان گرو