جامی › شمارهٔ ۲۷۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بیا ساقی که شد با می پرستان عهد گل تازه / فکند آواز بلبل در چمن زین معنی آوازه
کهن رسمیت توبه ترک آن خوشتر درین موسم / که سبزه خرم است و سوری و سوسن تر و تازه
ز باد محنت دوران شد ابتر دفتر عیشم / کند زابریشم چنگش مغنی کاش شیرازه
در ایوان خرابات آر رو ازکعبه تا بینی / علو همت بانی و حسن صنعت رازه
قیاس کار جانبازان مکن بر حال رعنایان / که باشد سرخ روی غازیان از خون نه از غازه
به طرف عارض آن خط بس، زنخدان نیست جای او / همان بهتر که ننهد پای خود بیرون ز اندازه
مکن در سینه جامی خانه شهرآشوب شوخی را / که دارد خانه از شهر وفا بیرون دروازه