جامی › شمارهٔ ۱۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

این خانه چه خانه ست پریخانه چین است / پر حور یکی غرفه ز فردوس برین است
درآب و گل این لطف تصور نتوان کرد / از طارم چرخ آمده برجی به زمین است
قصر ارم آن کش به جهان مثل نیابند / گویند چنین است ولیکن نه چنین است
این بقعه نگین دور افق حلقه خاتم / وین خانه پر نقش در او نقش نگین است
پیداست دراو صورت هر معنی پنهان / گویا دل روشن شده اهل یقین است
از نور درون حاجت خورشید ندارد / خورشید برون وی ازان خاک نشین است
بر صف نعالش فلک از بس که جبین سود / تابان شده چون نعل هلالش ز جبین است
در فرش وی از سقف نماید همه نقشی / هرکس که درآن آینه بیند همه بین است