جامی › شمارهٔ ۴۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا / ز خیل حسن شاهی باشد آنجا
قبا گرددهزاران خرقه هر جای / که چون تو کج کلاهی باشد آنجا
به باغ ار بگذری سرو خرامان / کم از شاخ گیاهی باشد آنجا
برآن لب چون کند دل دعوی خون / زهر چشمم گواهی باشدآنجا
به کنج عاشقان آ کزتر و خشک / همین اشکی و آهی باشد آنجا
ز راه جاه و حشمت پا برون نه / که درهر گام چاهی باشد آنجا
گرانی برنتابد کویت آن به / که جامی گاه گاهی باشد آنجا