جامی › شمارهٔ ۵۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ساقیا چند ذکر موت و حیات / باده در ده که کل آت آت
سیآت من است هستی من / حسناتم ازان خلاص و نجات
چند جامم بده پی اندر پی / اذهب السیئات بالحسنات
پیش خم میم به سجده درآر / که نمازاست افضل الحرکات
دهنم را ز غیر باده ببند / که صیام است احسن السکنات
واقفم کن به کنج دیر که حج / لیس الا الوقوف بالعرفات
تا به کی بانگ هی هی ای صوفی / می دهد بوی دوری از هیهات
نامدی هرگز از جهات برون / کی خبر یابی از برون جهات
در میخانه جات شد جامی / نلت والله ارفع الدرجات