بیا که دل ز غمت خون و دیده پر خون است / ببین ز دیده پر خون که حال دل چون است
نبود عاشق لیلی بغیر یک مجنون / تو را به هر سر مویی هزار مجنون است
مرا که حال دگرگون شد از کشاکش هجر / عجب مدار اگر اشک من جگرگون است
سخن ز حد مبر ای محتسب که مستی من / نه از پیاله خورشید و خم گردون است
بریخت شوق تو خون دلم ز دیده بلی / رود شراب ز سر چون ز ساغر افزون است
چه سان روم ره معنی که خون گرفته دلم / خراب صورت مطبوع و شکل موزون است
به عشق طعنه جامی مزن که عاشق را / عنان دل ز کف اختیار بیرون است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.