جامی › شمارهٔ ۷۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

طوبی که به سدره سربلند است / پیش قد تو نیازمند است
با خط تو سبزه گر زند لاف / از غنچه سزای ریشخند است
عمری تو و زلف با تو همسر / پیمودن عمر را کمند است
تا دیده لبت سر تواضع / پیشت به زمین نهاده قند است
الطاف تو نشمرم که داند / انفاس حیات را که چند است
در گوش نماند جای پندم / ای همنفسان چه جای پند است
از هر قدمی به دوست راهیست / جامی منشین که راه بند است