جامی › شمارهٔ ۸۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از تو بر دلها کمینها نیک نیست / وز کمین تاراج دینها نیک نیست
کرده نیکان چشمها فرش رهت / پا نهادن بر زمینها نیک نیست
در خم ابروی تو با راستان / بی خطا افتاده چینها نیک نیست
هر زمان این کیست گویی بر درم / ترک اینها گو که اینها نیک نیست
با رقیبان مهر و با عشاق کین / مهرهای تو چو کینها نیک نیست
آستانت سجده گاه هر سر است / دور ازان ما را جبینها نیک نیست
دست تو جامی به جام می دراز / کوتهی در آستینها نیک نیست