نکرد لطف تو کاری و وقت کار گذشت / نشد وصال تو روزی و روزگار گذشت
شب انتظارم برم روز را و روز تو را / بیاکه روز وشب من در انتظار گذشت
به هر دلی که زدی ناوکی ز غمزه خویش / خدنگ حسرتم از سینه فگار گذشت
به باغ عمر گلی خواستم ز شاخ امید / خیال روی تو در چشم اشکبار گذشت
نشان غبار مرا گو سرشک دیده که خاست / جنون عشق به هر جا که این غبار گذشت
بخند در رخم ای غنچه پیش از آنکه به باغ / رسد خبر که خزان آمد و بهار گذشت
مگو که کشتن خویش اختیار کن جامی / که پیش حکم تو کارم ز اختیار گذشت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.