جامی › شمارهٔ ۱۰۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

یار بر دیده راه کرد و گذشت / دیده را جلوه گاه کرد و گذشت
بودم افتاده خوار بر راهش / به حقارت نگاه کرد و گذشت
برقع زلف پیش روی کشید / روزگارم سیاه کرد و گذشت
آهم ازوی هوای کیوان داشت / رخنه در مهر و ماه کرد و گذشت
خواستم داد خویش ازو گریان / خنده بر دادخواه کرد و گذشت
دید صوفی صفای میخانه / پشت بر خانقاه کرد و گذشت
رفت جامی به قصد دیدارش / بام و در دید و آه کرد و گذشت