جامی › شمارهٔ ۱۳۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مرا نیست بر خوردن باده باعث / بجز غفلت از عالم پر حوادث
چه جمعیت آید ز گردنده چرخی / که بر وضع واحد دوان نیست لابث
بده ساقیا می که بی بهره از وی / بود در همه شغل لاهی و عابث
ازان می که کنیت ابوالطیباتش / سزاوار باشد نه ام الخبائث
ازان می که سوگند تائب نگردد / ز شربش به شرع خردمند حانث
ازان می که مغنیست در کسب دانش / ز بسط اقاویل و طول مباحث
به می صرف کن جامیا هر چه داری / مکن صرفه چون ممسکان بهر وارث