کجا شد آنکه شب آن مه به خانه من بود / نهاده گوش رضا بر فسانه من بود
ز بس که بر رخ او می زدم ترانه شوق / سماع مجلسیان بر ترانه من بود
کبوتر حرم بزم عشرتش بودم / درآن حرم می و نقل آب و دانه من بود
همی زد آتش او از دلم زبانه و شمع / زبان کشیده به شرح زبانه من بود
نشانه ساخت دلم را به پیش غمزه خویش / چه تیرها که ازو بر نشانه من بود
اشارتی که به اسرار ناز بود و نیاز / همین میانه او و میانه من بود
رواج گفته جامی که می گذشت آنجا / ز گرمی نفس عاشقانه من بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.