چه سود آن تیشه کش بر سنگ دست کوهکن می زد / چو بی لعل لب شیرین به پای خویشتن می زد
صبا آشفته شد وقت سحر زان طره و عارض / بنفشه بر گل سیراب و سنبل بر سمن می زد
امید مقدمت می داشت فراش چمن روزی / که فرش سبزه می افکند و چتر نارون می زد
به تو غنچه همی مانست در باغ و من از غیرت / همی مردم که بادش بوسه هر دم بر دهن می زد
به تیغت زنده ای شد کشته خوابش دید بیداری / که بر خود زیر خاک از ذوق چاک اندر کفن می زد
بصر می یافت هر بی دیده چون یعقوب اگر ناگه / چو یوسف بر مشامش از تو بوی پیرهن می زد
دل جامی ز فکر آن دولب گنج گهر می شد / اگر قفل خموشی بر در درج سخن می زد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.