جامی › شمارهٔ ۱۷۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

عارف که سخن به راه گوید / الله ولا سواه گوید
اثبات وجود خلق با حق / در طور یقین گناه گوید
هرکس که شود مرید عشقت / اول کم مال و جاه گوید
با خرقه و طیلسان بسازد / ترک کمر و کلاه گوید
بر یاد تو زار زار گرید / وز شوق تو آه آه گوید
کاری که نه غایتش تو باشی / آن را عمل تباه گوید
خواهد خط تو چو شب نویسد / بیند رخ تو چو ماه گوید
چون ماه رخ تو دید جامی / کی وصف شب سیاه گوید