جامی › شمارهٔ ۱۸۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خط مشکین کز رخ آن نازنین سر برزند / سنبل تر خوانمش کز یاسمین سر برزند
خط کزان لب بردمد موریست غرق انگبین / کز هراس جان شیرین زانگبین سربرزند
چون نمایی ناگه ابرو باشد آن آهو دلم / کش کمانداری پی صید از کمین سربرزند
دل کزان رخ سوی زلف آمد عجب آواره ایست / کاول آرد رو به روم آخر ز چین سربرزند
چون روم بی تو که چینم یک گل راحت به باغ / هر قدم صد خار محنت از زمین سر برزند
طره از عارض بکش تا صوفیان شهر را / از شب تارگمان صبح یقین سر برزند
داد جان دور از گل روی تو جامی دور نیست / کز گلش چون لاله آه آتشین سر برزند