جامی › شمارهٔ ۲۰۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خطت کز طرف نسرین سربرآورد / به تاراج دل و دین سربرآورد
لبت آمد نگین خاتم جم / کز آنجا مور مشکین سربرآورد
دلم کآواره شد زان عارض و زلف / به روم افتاد وز چین سربرآورد
به فکر غمزه ات در خواب دیدم / که پیکانم ز بالین سر برآورد
چو شد فرهاد خاک از تربت او / گیاه مهر شیرین سر برآورد
چو سر در خرقه زاهد وصف حسنت / شنید از من به تحسین سربرآورد
به دلق فقر جامی پای پیچید / ز جیب عز و تمکین سربرآورد