جامی › شمارهٔ ۲۵۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغز / به رغم واعظ پرگوی نکته ای موجز
چه نقطه است که از کثرت شئون پر ساخت / همه دوایر کون از محیط تا مرکز
طریق عام بود پختن خیال دویی / طریق عام مپوی و خیال خام مپز
به زور زرطلبی روز گرد رز گردی / نه زور ماندت آخر نه زر نه روز و نه رز
اذل و ارذل خلق جهانست منکر عشق / اگر چه یافت لقب صاحب اجل اعز
چو پیر زیر پر پرورش گرفت تو را / به سان بیضه بیارام و چپ و راست مخز
چو موج تفرقه جامی تورا گذشت ز سر / برابر است اگر یک گز است اگر صد گز