جامی › شمارهٔ ۲۶۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای دل متاع جان به لب لعل یار بخش / نقد خرد به جام می خوشگوار بخش
آورد باد بوی بهار از چمن چو گل / اوراق علم و فضل به باد بهار بخش
وصف جمال عشق یکی و یگانگیست / حاشا که جا کند به دلی با هزار بخش
من عذر جرم عشق نمی خواهم ای ادیب / جرم مرا به ساقی مشکین عذار بخش
سوزان ز خامی خودم ای عشق پخته کار / این خام را ز آتش خود یک شرار بخش
بنمای رخ که منتظر جان سپردنم / جان مرا خلاصی ازین انتظار بخش
جامی به مزد کار نه عشق است کار کن / پس مزد کار را به خداوند کار بخش