وه که از پای درافکند غم آن پسرم / چه بلا بود که پیرانه سرآمد به سرم
عشق و پیری نسزد کن مدد ای بخت سیاه / تا به دود جگر از موی سفیدی ببرم
غم آن تازه جوان از غم پیریم رهاند / با غم او چو جوانم غم پیری چه خورم
گرچه از سیر مه و سال مرا عمر گذشت / آمد از دولت او نوبت عمر دگرم
پشتم از محنت ایام خمیده ست ولی / در ره عشق و وفا از همه کس راستترم
پر برآمد دلم از خون جگر غنچه صفت / جای آن دارد اگر بر تن خود جامه درم
گفتمش زود ز جامی مگذر گفت که من / عمر اویم چه عجب زانکه روان می گذرم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.