یار نی روی به گلشن چه کنم / جلوه سوری و سوسن چه کنم
منظر دیده روشن رخ اوست / بی رخش دیده روشن چه کنم
شب چو درنایدم آن ماه ز در / پرتو ماه ز روزن چه کنم
چاک دل دوخته نی ز اشک و مژه / این همه رشته و سوزن چه کنم
گفتم آمد به لبم جان ز غمت / گفت عاشق تو شدی من چه کنم
گفتم از هجر به تیغم برهان / گفت خون تو به گردن چه کنم
فن من عاشقی امد جامی / صرف اوقات به هر فن چه کنم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.