جامی › شمارهٔ ۳۴۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به هیچ مسجد و محراب بی تو رو نکنم / که پیش ابروی تو سجده آرزونکنم
چو گویمت که مکن وعده وصال دروغ / به یک دروغ دلم شاد کن بگو نکنم
چو باز کردن خوی از تو مشکل است آن به / که با فراق تو سازم به وصل خو نکنم
فتاد چاک به جیب حیات من ای وای / اگر به رشته وصل توآش رفو نکنم
چنان خوشم به قد و عارض و خطت که به باغ / به سرو و لاله نبینم بنفشه بو نکنم
سخن به وصف میانت رقم نیارم زد / اگر قلم چو مصور ز تار مو نکنم
ز بس که درد و غم آرد فسانه جامی / به هر کجا که تویی شرح حال او نکنم