آن عید جان کجاست که قربان او شویم / دریک نظاره کشته جولان او شویم
جولانگهش کدام زمین است کز مژه / خاشاک روب عرصه میدان او شویم
ما را تمتعی نبود از جمال او / از بس که در مشاهده حیران او شویم
هر تشنه لب ز چاه کند جست و جوی آب / ما تشنه لب ز چاه زنخدان او شویم
بگشای برقع از رخش ای باد نوبهار / تا عندلیب تازه گلستان او شویم
پیچید به پرده های فلک دود آه ما / چون شعله زن ز آتش هجران او شویم
با عاشقان بی سر و سامان خوش است یار / جامی بیا که بی سر و سامان او شویم
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.