جامی › شمارهٔ ۴۰۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من / چهره به خونین رقم حجت اقرار من
عشق تو زآغاز کار برد قرار دلم / تا به چه گیرد قرار عاقبت کار من
خانه من پست شد رخنه به جان درفتاد / ریخت درون سیل عشق از درو دیوار من
هر غم دشوار را روی درآسانی است / هیچ گه آسان نشد این غم دشوار من
داغ تو دارم به دل نقش بر او نام تو / این رقم دولت است سکه دینار من
چند سگانت کشند درد سر پاسبان / پاس شبت را بس است دیده بیدار من
بس که دهم جامیا درد و غم از دل برون / مجلس ماتم بود دفتر اشعار من