انوری › در نصیحت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

غم به تکلف به سر من مبار / زانکه به سعی تو تن آسان شوم
من خود اگر مادر غم اژدهاست / تا که بزاید به سر آن شوم
پرسی و گویی که ز من بد مگوی / روز دگر با تو دگرسان شوم
چون تو نیم من که به هر خورده‌ای / گه به فلان گاه به بهمان شوم