جامی › شمارهٔ ۴۳۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تا به چشم تو سرمه ره کرده / خانه مردمان سیه کرده
سال تو چارده نکرده تمام / نام تو ماه چارده کرده
روی تو بهر خانه ویرانان / در شب تیره کار مه کرده
مهر رخسار عالم افروزت / چاک در جیب صبحگه کرده
عمر بس کس که در نظاره تو / رفته برباد تا نگه کرده
پادشاه سپاه حسن تویی / تا فلک عرض آن سپه کرده
عشق با چون تویی اگر گنه است / نه همین جامی این گنه کرده