جامی › شمارهٔ ۴۴۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای چو جان در دل من جا کرده / عقل را عشق تو شیدا کرده
هر که امروز رخت دیده به نقد / پشت بر نسیه فردا کرده
کی کند روی تماشا به بهشت / هرکه روی تو تماشا کرده
بت تو را دیده و چون برهمنان / پیش تو سجده تمنا کرده
عارضت کرده به خط غارت دین / این چه رسم است که پیدا کرده
در پی وصل چو تو مشک خطی / شهری از سر چو قلم پا کرده
تا کند فکر دهانت جامی / عمر در فن معما کرده