انوری › شمارهٔ ۳۶۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به خدایی که قائمست به ذات / نه چو ما بلکه قایم و قیوم
که مرا در فراق خدمت تو / جان ز غم مظلمست و تن مظلوم
باز مرحوم روزگار شدم / تا که گشتم ز خدمتت محروم
هرکه محروم شد ز خدمت تو / روزگارش چنین کند مرحوم