جامی › شمارهٔ ۴۶۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی / هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی
روشن به تو گویم که شب قدر کدام است / گر زانکه تو ادراک شب قدر توانی
آنست شب قدر که بر جان محمد / قرآن عظیم آمده و سبع مثانی
آنست شب قدر که از نور جمالش / وارست کلیم از شب تاریک و شبانی
آنست شب قدر که بر طلعت ماهی / تا مطلع فجرش به تماشا گذرانی
ماهی که بود غایت حاجات و مقاصد / ماهی که بود قبله آمال و امانی
جامی چو به این شب برسی از پی عمری / زنهار سلام من بیدل برسانی