گویی که منم یار تو ای جان و نباشی / وز یاری اغیار پشیمان و نباشی
بیچاره من آن دم که ز گل بوی تو آید / بر بوی تو آیم به گلستان و نباشی
می میرم ازین غم که چو بینم مهی از دور / در خاطرم افتد که تویی آن و نباشی
آیم سوی میدان تو کز سر فکنم گوی / آه ار برسم بر سر میدان و نباشی
درخواب شوم پیش تو گریان و بسوزم / چون باز کنم دیده گریان و نباشی
ویران کنیم خانه آباد که باشم / آبادی این خانه ویران و نباشی
جامی ز بتان گر لقب کافری آمد / به زانکه شمارند مسلمان و نباشی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.