جامی › شمارهٔ ۳۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به فضل عام تو یا رب که در سرای وجود / دقیقه ای ز فنون کرم فرونگذاشت
به صنع تو که ندیده مدوز کلک و مداد / به لوح ساده هستی هزار نقش نگاشت
که بخش دولت جاوید شهریاری را / که فیض خود از هیچ کس دریغ نداشت
بلند مرتبه یعقوب بن حسن که ز عدل / لوای جاه و جلالت به آسمان افراشت
حساب حاصل او جز خدا نداند کس / به کشتزار جهان بس که تخم نیکی کاشت