انوری › شراب خواهد| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بار خدایا به فضل بندهٔ خود را / گر بتوانی فرست پارهٔ باده
زان می آسوده کز پیاله بتابد / چون ز بلور سپید بسد ساده
زانکه بدو تند کره رام توان کرد / زانکه ازو گردد ایستاده فتاده
زانکه مرا کره‌ایست تند و زنخ سخت / سرکش و بدخو میانهٔ گله‌زاده
بنده بدو جز به می سوار نگردد / ور نبود می بماند بنده پیاده