انوری › در طلب هیزم| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای ز دست تجاسر خادم / شربهای ملال نوشیده
اختلالی که من دارد / نیست بر خاطر تو پوشیده
بدو ایام بیض و من صایم / وز خطا در صواب کوشیده
نیم جوشیده دیگکی دارم / قلقلش گوش نانیوشیده
از طریق کرم توانی کرد / بدو چوبش تمام جوشیده